حمید یزدان پرست. وقتی به میدان رسیدم، داشتند زیارت عاشورا میخواندند و بعدش هم که سوره فتح را تلاوت میکنند؛ فرصتی است که بروم جلوی دانشگاه. برای اولین بار «غرفه سلامت علوی» را دیدم با تصویر پزشک. جلوی سردر، برخی در حال نماز هستند، با اینکه مراسم شروع شده است. چند جوان عربزبان (احتمالا عراقی) در موکب دست چپ سردر، هندوانه به دانشجویان میدهند و چقدر هم زیاد. الان که هوا خنک است، هندوانه زود نیست؟!
روی نردههای دانشگاه (باز هم در سمت چپ)، یک تابلوی خیلی بزرگ نصب شده با عنوان اصلی: «پای مسیر مقاومت» و عنوان فرعی: «مقاومت در طول تاریخ»، با تصاویر برخی مبارزان مسلمان ایران و روبرویش مبارزان غیر ایرانی؛ همچون: سیمون بولیوار (آمریکای مرکزی)، مهاتما گاندی (هند)، مالکوم ایکس (آمریکا)، چهگوارا (آمریکای لاتین)، ماندلا (آفریقای جنوبی)، هوشی مین (ویتنام). تابلوی کناری هم ادامه آن است با توضیحاتی که شاید برای بعضیها مفصل باشد و نکته جالبش این است که نوشته: «لئو پولدوم ـ پادشاه بلژیک ـ در کنگو یک جهنم واقعی ساخت و مردم را به کار اجباری مجبور میکرد و اگر نمیتوانستند سهمیه لاستیک را تکمیل کنند، دستانشان را قطع میکردند. وی یک باغ وحش انسانی هم درست کرده بود و مردم را در قفس به نمایش میگذاشت و باعث مرگ بیش از ۱۰میلیون نفر از بومیان کنگو شد.»
خوب اینها که انسان نیستند، ۱۰میلیون بومی کنگو (سیاهپوست)، چندصد میلیون بومی آمریکا (سرخپوست)، میلیونها بومی ویتنام و کره و ژاپن و کامبوج (زردپوست). اینها که آدم نیستند. چند سال پیش دکتر علیزاده استاد باستانشناسی یکی از دانشگاههای آمریکا به من گفت: آنها به ما میگویند: «شما (ایرانیها) هم سفیدپوست افتخاری هستید!» زرد و سرخ و سیاه، بومی استرالیا و بومی جزایر هاوایی آدم نیستند و به قول همکارم مسعود رضوی، اگر هم غربیان از فاجعه هولوکاست میگویند، به خاطر کشتار یهودیان نیست، به خاطر کشتار چشمآبیهاست و اینکه عدهای اروپایی جان باخته اند!
تابلوی سوم با این جمله تمام میشود: «سلاح به دست گرفتم برای آن طفل وحشتزدة بیپناه» (امضا: قاسم سلیمانی)
زنی چادری در موکب کناری، دارد نان لواش میبرّد و مردی هم چای آماده میکند. حتماً غذایی در کار است. از میدان انقلاب صدای مجری میآید که داد میزند: «شعار ملت ما/ مشق هر شب ما...» و مردم جواب میدهند: مرگ بر آمریکا و بعد: دست خدا بر سر ما/ خامنهای رهبر ما.
موکب «شهاب کربلاء المقدسه» (کربلاییهای تهران) در تقاطع خیابان ۱۶ آذر، نان و پوره سیبزمینی میدهد و کنارش سه مرد لال به مردم چای و زولبیا تعارف میکنند. یکیشان با زنی که چای خورده، تندتند به زبان اشاره حرف میزند. چند قوری بزرگ روی منقلی بزرگ گذاشتهاند و در غرفه بعدی چند پاتیل بزرگ گذاشتهاند و آتش افروختهاند. برای اولین بار یک دستگاه خمیرگیر برقی هم دیدم که احتمالامیخواهند بامیه درست کنند و مردی که لطفش سر رفته، با یک قاشق به دهان افراد همان غرفه آش میگذارد! غرفة مدور «محبان الرضا(ع)» چادر شیریرنگ بزرگی است، با اعلام شماره کمک، و روی کتیبهاش این بیت خطاب به امامرضا(ع):
به جز دامان تو، دستانم از هر ثروتی خالیست
مکن ای شاه، در تنهایی محشر، فراموشم
ادامه دارد